چهارشنبه سوری
دیشب چهارشنبه سوری بود و پوریا اجازه نمی داد برم بیرون!
منم یواشکی زنگ زدم به پدرشوهر عزیزم و اونم یک آتیش کوچولو برام تو حیاط درست کرد
بردیا جونم! یک بار واسه خودم از رو آتیش پریدم یکبار از طرف تو![]()
البته بابا پوریا هم بعدا پرید![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چهارشنبه سوری
